![]() |
![]() |
|
| ((در دل هر سیبی دانه ی محدودی است/در دل هردانه سیب نامحدودی/چیستانی است عجیب/دانه باشیم نه سیب)) |
|
میلادت مبارک تنها دلیل ماندنم.... سکوت بودو تنهایی،نگاهی بی انتها به دوردستها دوخته بود تا شاید دستی پر مهر دستان کوچکش را بفشارد و او را به منزلی جدید راهنمایی سازد.او دستان کوچکش را باز کرد و از فرشتۀ هستی بخش خود طلب یاری نمود و فرشته نشانه دنیای زندگی را به او داد تا بتواند در نقاشی زمانه رنگ هستی به خود بگیرد. دستان کوچکش کم کم پراز بزرگی های زندگی شد و او راغرق در نقش و نگار این گیتی پهناور ساخت تا بتواند معنای زندگی را بفهمد و آرامش را خانۀ وجودی خویش سازد. یگانۀ من در روزی از روزهای سرد زمستان خدا در لحظه ای مملو از عشق چشم به دنیای غریب زمینی باز کرد و معنای حقیقی زیستن را چشید واینگونه من در این زمانه در میان دنیای اسارتهای خویش کلید عشق را یافتم و به دنیای خود مان درودی از جنس عشق دادم . بهترینم،تنها دلیل ماندنم، با احساسی خالصانه و مملو از عشق روز میلادت را تبریک و تهنیت می گویم وسرسبزترین روزها را برای ماندگاری عشق در قلبمان ُاز آن خالق عاشق خواستارم.
(م/...)
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 2:10 قبل از ظهر توسط مهسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هر گاه دفتر محبت را ورق زدی...هر گاه در زیر پایت صدای خش خش برگها را احساس کردی...هرگاه میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش دیدی...برای یک بار در گوشه ای از ذهن نه با زبان بلکه از ته قلب بگو: یادش بخیر... ((م.تنها))
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
|
RSS
|